تولد یک کتاب؛ از اندیشه تا انتشار
شهریور ۱۴۰۵، ماهی که برای من رنگ و بوی خاصی داشت؛ ماهی که پس از سالها تلاش و تجربه، شاهد تولد کتابی بودم که بیش از یک سال از زندگیام را با خود همراه کرده بود.
پس از نوشتن چهار کتاب داستان برای کودکان و نوجوانان، تصمیم گرفتم اثری متفاوت برای نسل نوجوان خلق کنم؛ نسلی پویا، آگاه و جستوجوگر که شایسته مطالبی ارزشمند و کاربردی است. مدتها به تحقیق و بررسی پرداختم تا موضوعی را انتخاب کنم که بتواند در مسیر رشد و موفقیت آنان نقش داشته باشد.
در این جستوجو به موضوع «عادتها» رسیدم. دریافتم که بسیاری از عادتهای انسان از دوران نوجوانی شکل میگیرند و در سالهای بعد زندگی نیز همراه او باقی میمانند. بنابراین شکلگیری عادتهای خوب و سازنده میتواند مسیر آینده نوجوانان را روشنتر کند و به بهتر شدن زندگی آنان یاری برساند.
پس از پرداختن به عادتها، به دنیای «مهارتها» رسیدم؛ مهارتهایی که هر انسان برای داشتن زندگی موفق به یادگیری و استفاده از آنها نیاز دارد. در این زمینه مطالعات و تحقیقات فراوانی انجام دادم و کمکم ایده کتاب «مهارتها» شکل گرفت؛ کتابی که مانند نهالی کوچک، با تلاش و عشق پرورش یافت و بیش از یک سال زمان صرف نگارش و آمادهسازی آن شد.
تلاش کردم مطالب کتاب به گونهای نوشته شود که نوجوانان با علاقه آن را بخوانند، از آن لذت ببرند و نکات ارزشمندی برای زندگی خود بیاموزند. سعی کردم بهترین و مناسبترین مطالب را انتخاب کنم تا این کتاب بتواند همراهی مفید برای آنان باشد.
پس از پایان نگارش، به دنبال انتشار کتاب رفتم.
در زمستان ۱۴۰۴، متن کتاب را برای چاپ به انتشازات مرندیز سپردم؛ اما همزمانی با شرایط دشوار آن روزها، ایام جنگ، تعطیلات نوروز و برخی مشکلات شخصی ناشر، باعث شد مراحل چاپ و انتشار زمان طولانیتری ببرد.
اما سرانجام انتظار به پایان رسید. در شهریور ۱۴۰۵، همان ماهی که برای من یادآور تولد خودم است، کتابم نیز متولد شد و به دستم رسید.
امیدوارم این کتاب بتواند جای خود را در میان نوجوانان خوب ایران و جهان پیدا کند و مطالب آن چراغی کوچک برای رشد، آگاهی و موفقیت آنان باشد.
