G-WBDM9N5NRK

داستانک‌های قرانی

دراین قسمت با داستان هایی زیبایی که درقران آمده است آشنا می‌شوید.

داستانک حضرت سلیمان(ع) و مورچه

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد . حضرت سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می‌کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه‌ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش …

داستانک حضرت سلیمان(ع) و مورچه ادامه »

یونس پیامبر

حضرت یونس(ع) یکی از پیامبران خداست که نام مبارکش چهار بار در قرآن آمده است.یونس(ع) از پیامبران بنی اسراییل و بعضی او را از نوادگان حضرت ابراهیم(ع) دانسته اند.این پیامبر الهی حدود 825 سال قبل از میلاد مسیح در سرزمین نینوا نزدیک شهر موصل در عراق کنونی ظهور کرد.   مردم نینوا بت پرست بودند …

یونس پیامبر ادامه »

داستان طالوت و جالوت

یکی بود و یکی نبود غیر ازخدای مهربون هیچکس نبود بعداز وفات حضرت موسی(ع)، بنی اسرائیل که کم کم ازدین فاصله گرفته بودند و یکسره توسط دشمنان مورد حمله و آزار قرار می گرفتند، از پیامبر زمانشان یعنی سموئیل یا همان یوشع پیامبر درخواست کردند که لشگری را آماده کند و یک فرماندار خبره و …

داستان طالوت و جالوت ادامه »

داستان اصحاب سبت (یاران شنبه)

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربان هیچکس نبود.   در زمان های دور، در سرزمین فلسطین در شهر ساحلی به نام ایله قومی بودند که دین آن‌ها یهودی بود و درآن جا به خوبی و خوشی و فراوانی زندگی می‌کردند. آن‌ها از بازماندگان قوم بنی اسرائیل بودند و پیامبرشان حضرت داوود(ع) بود.   …

داستان اصحاب سبت (یاران شنبه) ادامه »

داستان هابیل و قابیل

درداستان قبلی درمورد خلقت آدم و هوا صحبت کردیم و این که آن دو فریب شیطان را خوردند و از درگاه خداوند رانده شدند و به زمین آمدند. پس از این که به زمین آمدند شروع به دامداری و کشاورزی کردند و زندگی جدید را  شروع نمودند. پس از چند سال صاحب دو فرزند پسر …

داستان هابیل و قابیل ادامه »

داستان آفرینش

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود.  یکی از روزهایی که خداوند مهربان درعرش خودش به همراه فرشته‌ها و دیگر مخلوقاتش بود، به فرشته‌ها گفت: من تصمیم بزرگی گرفته‌ام. می‌خواهم برروی زمین یک جانشینی برای خودم انتخاب کنم تا مرا بپرستد و به فرمان من گوش کند. نام این مخلوق آدم است. …

داستان آفرینش ادامه »

داستان حضرت ابراهیم (ع) و چهار پرنده

 یکی بود و یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود.   حضرت ابراهیم (ع) یکی از پیامبران بزرگ خداوند بود که به خاطر این‌که همه بتهای بتکده را شکست، به ابراهیم بت‌شکن معروف شده بود. او همیشه مردم را به خداپرستی و مهربانی بایکدیگر، دعوت می‌کرد. مردم او را خیلی دوست داشتند، چون او با …

داستان حضرت ابراهیم (ع) و چهار پرنده ادامه »

داستان عزیر نبی

یکی بود و یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود در زمان‌های خیلی قدیم، یکی از پیامبران خداوند به نام عزیر نبی (ع) در سرزمین بزرگی زندگی می کرد. اوخیلی مهربان بود و آزارش به هیچ کسی نمی رسید. مردم او را خیلی دوست داشتند. عزیرنبی همیشه خداوند یکتا را پرستش می کرد …

داستان عزیر نبی ادامه »

داستان سوره فیل

                                       به نام خدای مهربون یکی بود یکی نبود، غیر ازخدای مهربون هیچکس نبود  قبل از اینکه پیامبراکرم صلی الله علیه وآله به دنیا بیایند، مردم مومن  و خداپرست، به شهر مکه می‌رفتند و خانه خدا را …

داستان سوره فیل ادامه »

داستان سوره مسد

 یکی بودو یکی نبود غیراز خدای مهربون هیچ‌کس نبود.  حضرت محمد صلی الله علیه و آله عمویی داشت به نام ابی لهب که مسیحی بود وازحرف‌های پیامبر که درمورد دین اسلام می زد اصلا خوشش نمی آمد. او به خاطر این‌که منافعش درداشتن دین مسیحی بود و از این طریق پول‌های زیادی به دست می‌آورد …

داستان سوره مسد ادامه »