بلاگ

چهل حدیث درباب حفظ و قرائت قران

                   بسم الله الرحمن الرحیم خداوندا، آینه دل‌هایمان را به نور اخلاص روشنی بخش و زنگار شرک و دو بینی را از لوح دل پاک گردان و شاه‌راه سعادت و نجات را به این بیچارگان بیابان حیرت و ضلالت بنما و ما را به اخلاق کریمانه متخلق …

چهل حدیث درباب حفظ و قرائت قران ادامه »

کلاس حفظ قران به روایت تصویر

آزمون شفاهی حفظ جزء سی دبستان ریحانه نمونه ای از اظهار لطف بچه‌ها نمونه ‌‌‌‌ای از اظهار لطف دانش آموزان برندگان ممتاز بهترین دفترچه قران دبستان راضیه نمونه ای از اظهار لطف بچه‌ها تحویل مدارک حفظ جزء سی به صورت آنلاین، درایام کرونا به دانش آموزان حافظ دبستان فضیلت برگزاری آزمون کتبی حفظ برگزاری اردو …

کلاس حفظ قران به روایت تصویر ادامه »

دوست خوب

فرزندم! با کسی دوست شو که کتاب بخواند. دوستی که در سوگ گُل‌ممدِ کلیدر گریسته باشد ودر خیالش با مارال به خواب رفته باشد. کسی که همسایه‌هایِ احمد محمود را بخواهد که بخواند. دوستی که جای خالی سلوچ ، کافه پیانو،  عزاداران بَیَل را بخواند. کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت …

دوست خوب ادامه »

سخنان نغز ویادگار قدمای پارسی

  1- توبا خداباش و پادشاهی کن       بی خداباش و هرآن‌چه خواهی کن 2- گرخدا خواهد                   عدو، سبب خیر شود 3- تو نیکی می کن و دردجله انداز        که ایزد دربیابانت دهد باز 4- ادب مرد،              …

سخنان نغز ویادگار قدمای پارسی ادامه »

پرواز، با دو بال خواندن و نوشتن

                                                           به نــام خدا  دختری بود، درون‌گرا، لاغراندام و مودب. علاقه‌ی زیادی به خواندن و نوشتن و یاد گرفتن داشت. آرزوی پروازکردن برایش خیلی دست یافتنی بود …

پرواز، با دو بال خواندن و نوشتن ادامه »

جارو برقی

مدت زیادی بود که انجام کارهای سخت خانه، فشار زیادی به جسم و روحم وارد کرده بود. از طرفی مسئولیت خانواده و از طرفی بی پولی ورفت و آمدهای خانوادگی و مهمانی‌های زیاد داغونم کرده بود. زیر بار این همه کار خسته خسته بودم. دلم می‌خواست جایی برم و مدتی از این جا دور بشم. …

جارو برقی ادامه »

مهجوریت قران

درهوای صبحگاهی و مطبوع زیبای اول ماه مهر، وارد مدرسه شدم. قبلا یک بار برای آشنایی با خانم مدیر به این‌جا آمده بودم. هیاهوی آقاپسرهای ریزو درشت همه جا را پرکرده بود. صحنه زیبایی بود همه با روپوش های  نو و تمیزسبز رنگ و یقه های چهارخانه سبزوسفید، به صف ایستاده بودند. با خودم گفتم …

مهجوریت قران ادامه »

پایان صد داستان

  ن والقلم ومایسطرون  دوره اول و دوم صد داستان، از ترس این که نتوانم این کاررا به خوبی انجام بدهم، ازشرکت کردن درآن طفره رفتم . وفقط به مقوله یادگیری پرداختم. ولی دردوره سوم به خودم نهیب زدم ، تا کی می‌خواهی فقط ورودی داشته باشی. پس خروجی چه می‌شود؟ تصمیم گرفتم این  دو …

پایان صد داستان ادامه »

مسیر نوشتن

به نام خالق هستی آدمی در این دنیا برای به رسیدن به آرامش خود، به دنبال راهی می‌گردد و دراین راه عده‌ای موفق می‌شوند، عده‌ای هم، ناکام می مانند. به تعداد افراد بشر این راه‌ها متفاوت است. من از آن دسته افرادی هستم که چندین راه را آزمایش کردم و در نهایت به نوشتن رسیدم …

مسیر نوشتن ادامه »