ماه: آبان 1399

پایان صد داستان

  ن والقلم ومایسطرون  دوره اول و دوم صد داستان، از ترس این که نتوانم این کاررا به خوبی انجام بدهم، ازشرکت کردن درآن طفره رفتم . وفقط به مقوله یادگیری پرداختم. ولی دردوره سوم به خودم نهیب زدم ، تا کی می‌خواهی فقط ورودی داشته باشی. پس خروجی چه می‌شود؟ تصمیم گرفتم این  دو …

پایان صد داستان ادامه »

داستان های پریا و پوریا جیب بابرکت

یکی از مهمانهایی که پریا و پوریا خیلی دوست داشتند،؛ زود به زود به خانه اشان بیاید، مادربزرگ بود. او سفید رو بود و چهره اش نورانیت خاصی داشت. و و قتی که می خندید روی لپهایش سوراخی ایجاد می شد، که صورتش را بامزه تر و دوست داشتنی تر می کرد. اصلا مادر بزرگ، …

داستان های پریا و پوریا جیب بابرکت ادامه »

دیدار از ونکوور جزیره تفریحی قسمت سوم

با توجه به علاقه ای که به سفرکردن دارم، به سرزمین ها و کشورهای مختلفی سفر کرده ام. ولی واقعیت این است که کمتر شهری را به زیبایی  شهر ونکور کانادا دیده ام. در این شهر، علاوه برنظم و انظباطی که درهمه جا مشهود است، آرامش و زیبایی زاید الوصفی در جای جای آن دیده …

دیدار از ونکوور جزیره تفریحی قسمت سوم ادامه »

داستان های پریا و پوریا آش نذری

پوریا، از کلاس فوتبال خسته و کوفته، برگشت و حسابی گرسنه بود. شیشه کشکی را که مادر سفارش داده بود بخرد، در دستش بود. هنوز پایش را به داخل خانه نگداشته بود؛ که بوی آش مادر و بوی پختن سبز های آن،  اورا گیج کرد. دلش خواست که یک کاسه اش را فوری بخورد. به …

داستان های پریا و پوریا آش نذری ادامه »

خودکار آبی خودکار قرمز

خودکار آبی خودکار قرمز آقای مدیر به تازگی دفتر جدیدش را افتتاح کرده بود. او تمام تلاشش را کرده بود که از زیباترین، بهترین و مرغوبترین اجناس درچیدمان اتاقش استفاده کند. میز کار آقای مدیر، تازه ساخته شده بود. جنس میزازچوب گران قیمت وبه رنگ قهوه ای سوخته  بودو بوی نوبودن آن درهوا پخش شده …

خودکار آبی خودکار قرمز ادامه »

داستان های پوریا و پریا جدول ضرب

پریا و پوریا بعداز شروع سال تحصیلی حسابی مشغول درس خواندن ویاد گیری شده بودند. درس ریاضی پوریا به یاد گرفتن جدول ضرب رسیده بود. پوریا این درس را خیلی دوست داشت و تصمیم گرفته بود زودتر از همه بچه های کلاس جدول ضرب را حفظ کند. درکوچه، در خانه ،درکلاس، مدام مشغول تکرار جدول …

داستان های پوریا و پریا جدول ضرب ادامه »

دیدار از تورنتو قسمت چهارم برج و آکواریوم

درروزسیزده ماه می، درهوای ابری و مه آلود شهر، تصمیم گرفتیم دیداری از برج معروف شهر تورنتو داشته باشیم. درهوای مه گرفته و بارانی شهر، شروع به قدم زدن کردیم تا به یکی از بناهای مطرح این شهر که خواستگاه تمامی گردشگران است، رسیدیم. برج بلند مخابراتی که در قلب این شهر واقع شده است. …

دیدار از تورنتو قسمت چهارم برج و آکواریوم ادامه »