ماه: آذر 1399

لباس مخصوص پرنسس

در روزگارانی نه خیلی دور، دریک کاخ بزرگ و اشرافی خانواده پادشاه زندگی می کردند. خداوند به پادشاه و همسرش، یک دختر زیبا هدیه داده بود که پرنسس صدایش می کردند. پرنسس درخانواده سلطنتی، بزرگ و بزرگ‌تر می شد و از بس که هرچیزی خواسته بود برایش محیا کرده بودند، دیگر هیچ چیزی راضیش نمی …

لباس مخصوص پرنسس ادامه »

پشت سیم‌های خاردار

کوچه بلند و طولانی بود. تمام خانه ها نوسازی و بازسازی شده بودند. غیرازخانه‌ی مرموز که هنوز قدیمی  و مخروبه شده بود و هیچ کسی درآن تردد نداشت. صحبت های زیادی درمورد این خانه و اهالی آن در محله پیچیده بود. هرکسی، چیزی می گفت. خانه ای بزرگ و پراز درخت های قدیمی که یک …

پشت سیم‌های خاردار ادامه »

ونکوور قسمت چهارم کوهستان گرووس

صبح روزسی ام، ماه می بود که هوای مطبوع و بهاری ونکوور زیبا ما را مست و دیوانه کرده بود. تصمیم گرفتیم برای استفاده ازطبیعت زیبا به کوهستان گرووس برویم . گروس منطقه کوهستانی کنار شهر ونکوور است. پس با اتوبوس های مخصوص و تمیز و خلوت به ایستگاه موردنظررسیدیدم. پس از تهیه بلیت با …

ونکوور قسمت چهارم کوهستان گرووس ادامه »

باغ انار بانو

 مدرسه پرازهیاهوی بچه ها بود. از تنها اتاق طبقه دوم خانه، حیاط مدرسه دیده می شد. با این که بانو، پیر شده بود و لی هنوزعاشق بچه ها بود و صدای بچه ها به او آرامش می داد . ساعت ها برروی صندلی راحتیش می نشست و بچه ها را تماشا می‌کرد. همسرش، به دیارباقی …

باغ انار بانو ادامه »

فشنگ

مادر مهدی، خیلی نگران بود. چند وقتی بود، که جنگ نابرابری در کشور، شروع شده بود. و هربار که رادیو مارش عملیات می زد، دل او هم مانند دل بسیاری دیگر از مادران این سرزمین، به دل‌شوره می افتاد و انگار که درآن رخت بشویی، به تلاطم می افتاد و این دل نگرانی تا زمانی …

فشنگ ادامه »

داستان‌های پریاو پوریا اتفاق درکمد دیواری

 درخانه پریاو پوریا، همسایه ای بود، که تازه به آن‌جا آمده بود. آن ها یک دختر چهار ساله داشتند. پریاو پوریا، ازاین دختر همسایه پایینی اصلا خوششان نمی آمد. به نظر آن‌ها، او هم لوس و هم خودخواه و هم اهل قهر کردن، بود. برای همین هیچ‌وقت دوست نداشتند که با او بازی کنند. اما …

داستان‌های پریاو پوریا اتفاق درکمد دیواری ادامه »

سفربه نیاگارا

نیاگارا نام جمعی سه آبشار است که بخشی از مرز میان کانادا و ایالات‌متحده به‌ویژه میان استان اونتاریو و ایالت نیویورک را می‌سازد. این سه آبشار از بزرگ به  کوچک به ترتیب شامل آبشار نعل اسبی که بیشتر آن  در بخش کانادایی قرار دارد و آبشارهای آمریکایی و آبشار نقاب عروس در بخش آمریکایی می‌شوند. …

سفربه نیاگارا ادامه »

پشت بام

خوشحال بود، که امروز به دانشگاه نمی رود. دیشب آخر وقت، از طرف استاد، پیامکی آمد، که به دلایلی امروز کلاس ندارند و رفتن به دانشگاه اختیاری است. پس تصمیم گرفت، کمی بیشتر از روزهای تعطیل دیگر در رخت‌خواب بماند. خانه ساکت بود. پدر به شرکت و مادر به دانشگاه رفته بودند. برای خودش حسابی …

پشت بام ادامه »

داستان های پریا و پوریا دربیمارستان

به سختی چشمانش را باز کرد و از لای پلکهای سنگینش، نگاهی به سقف انداخت. سقف سفید ساده بود و اطراف آن‌ را چراغ‌های زرد کوچکی محاصره کرده بود. چقدر برایش نا آشنا بود. این جا کجاست؟ فکر کرد خواب می بیند پس چشمانش را بست و دوبار ه باز کرد، اما صحنه عوض نشد …

داستان های پریا و پوریا دربیمارستان ادامه »

سفر به مونتریال قسمت اول

هوا ی نمناک و ابری و دل‌برانه صبح این شهر، دراین فصل هرکسی را به پیاده روی تشویق می‌کند. ماهم به راه افتادیم. درمسیر،  خانه های  ویلایی رنگارنگ با باغچه های زیبا و تمیز و آرایش و پیرایش شده ، توجه ما را به خود جلب کرد. پیاده روهای وسیع و بدون دست انداز، پیاده …

سفر به مونتریال قسمت اول ادامه »